بهار زندگی
X

این کنجدتودلی اصلا اذیت نمیکنه.قربونش برم فقط پهلوی چپم شدید درد میکنه.خداکنه سالم باشی و سالم بیای بغلم و مثل خواهرت اسیر رختخوابم نکنی شیطون بلا.الان فقط 32 روزه ای.

فرداهم سالگرد تلخ رفتن سبحانه نمیخوام با یاد اوری اش خودمو زجربدم.فقط میگم روحش شاد.و ازخدامیخوام داغ رفتن اولاد رو به هیچ کس نشون نده.

عزیزم زود بزرگ شو بیا بغلم وزندگی سه نفره مارو حسابی شلوغ ترکن.

آمین




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 3 بهمن 1395 | 9:19 | نویسنده : َشقایق افشار |

سلام.نمیدونم باید خوشحال باشم و لحظه شماری کنم یا شاید باید بازهم صبرکرد.

ماه قبل دچار عارضه حاملگی پوچ شده بودم و ازتکرارش وحشت دارم

دیروز 26 سیکل و امروز 27 سیکل تست بارداری زدم.هردومثبت.

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و مارستگار




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 28 دی 1395 | 7:15 | نویسنده : َشقایق افشار |

امروز روز چهارم سیکلم هستم درست درروز 2 دی 1395 پریود شدم.و روز 3 دی شروع کردم به خوردن لتروزول شبی دوعدد و دگزامتازون شبی یک عدد.

ببینیم خداچی میخواد و برای این بنده مخلصش چی صلاح میدونه.

خدایا راضی ام به رضایت.

آنچه به صلاحم نیست را برایم ارزانی نکن.




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 5 دی 1395 | 8:24 | نویسنده : َشقایق افشار |

تمام علایم بارداری به صورت آنی درمن متوقف شدن و بایک تست بارداری متوجه شدم که نی نی دیگه نیست.حالا منتظرم تاپری بیاد. 

خیلی افسرده ام

 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 28 آذر 1395 | 8:17 | نویسنده : َشقایق افشار |

سلام

6 ماه بود دلم میخواست که این پست بشه پست من.من به دستان خداخیره شدم معجزه کرد.

سه روز پیش مولودشریف بود.دلم خیلی شاد و پراز امید.بانیت اینکه اگرپسر دارشم اسمشو میزارم محمد رفتم و یه تست زدم مشکوک بود.اماامروز صبح تست دوخطه بود یک خط پررنگ و یک کمرنگ.البته بعداز 20 دقیقه.

من امروز دقیقا روز 28 سیکلم هستم و علایم دارم تادلتون بخواد.

خوب با تجربه ای که از تست گذاری دارم میدونم هیچ تستی بعداز مرور زمان الکی مثبت نمیشه.

خداوندا بازهم بردلم منت گذاشتی و خواهشم راشنیدی.ای معبود دوست داشتنی ام با کدامین الفاظ ازتوشکرگذاری کنم؟خداونداهمانطور که آوینا رانگهداشتی این تحفه درراهی را هم برایم نگه دار تا داغ سبحان را فراموش کنم.

امیددارم به فضل و جود تو




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 24 آذر 1395 | 7:58 | نویسنده : َشقایق افشار |

سلام به همه دوستان و به دخترم تاج سرم.

علت غیبت طولانی ام مواجهه با عفونت شدید کلیه بود که تقریبا 1 ماهی باهاش درگیربودم.راستش هنوزم درانتظار کنجدم هستم اما با اینکه دارو مصرف میکنم نمیاد.

خدایا انتظار سخته من آوا رو به خاطر امدن داداشی زودتراز 2 سال ازشیرگرفتم و دلم خیلی براش میسوزه

خدایا منو ببخش و این انتظار رو تموم کن.

اجازه بده بتونم مامان یه گل پسرهم باشم.

به امید رحمتت




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 14 آذر 1395 | 13:20 | نویسنده : َشقایق افشار |

دیروز رفتم لابراتوار تست ا  د  ر  ا  ر دادم.متاسفانه بعداز 10 دقیقه جواب رو اعلام کردند:منفی

درخودم شکستم در حد لیگا.

بازم از رو که نمیرم اومدم خونه بعداز ظهر بازم بی بی چک گذاشتم منفیشیطان

خوب بعدش رفتم سه تا امپول پروژسترون به تجویز دکتر خاله بهار گرفتم ویکیشو زدم.خندونک

تا بعدکه چی میشه...اگه منفی بود و مریض شدم خوب یه اقدام دوباره.البته این بار تصمیم دارم بدون دارو باشه

اما اگه مثبت بود و نی نی بود یه بارداری دوباره.

اخه میدونید هر دوتا بارداری قبلی من قبل از 40 روز با بی بی چک منفی بودند.و الان تازه شده 37 روز.

مامان شقایق امیدواره به بخشش خداوند و به اینکه هروقت خودش صلاح بدونه لیاقت خدمت یه بنده ی دیگه رو بهش میده و من باید صبور باشم تا تحفه ام رو به وقتش بگیرم.

خدایا راضی ام به رضای تو .مرا از دربار بیکرانت ناامید نساز که تویی تنها امیدم.

به امید سرسبز شدن دامن همه امیدواران




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 3 مرداد 1395 | 11:54 | نویسنده : َشقایق افشار |

سلام

امروز درروز 29 ام سیکلم هستم و متاسفانه بی بی چکم منفیه اما خیلی زیاد دهنم بی مزه است.کمرم درد میکنه و خسته ام.

شاید قسمت نباشه این ماه دوباره مامان شم.و شایدم هنوز برای نتیجه مثبت دیره.

برام دعا کنید دلم نشکنه.اخه جاریم حامله است منم میخوامممممممممممممم




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 27 تير 1395 | 16:01 | نویسنده : َشقایق افشار |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

پسورد آسمون آبی





[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 7 تير 1395 | 9:58 | نویسنده : َشقایق افشار |

سلامی دوباره و اقدامی دوباره

سلام به همه شما نازنینان نی نی وبلاگ 

چه شماهایی که نی نی دارین و چه شماهایی که منتظر نی نی هستین

این وبلاگ برام پراز خاطره های خوب و بده

خاطره از دست دادن سبحان و خاطره انتظار برای آوینا بهارم.

راستش فعلا نمیتونم زیاد بگم اما فقط میخواستم بگم که ماه دوممه که توی اقدامم.

برام دعاکنید.




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 | 12:17 | نویسنده : َشقایق افشار |
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد